افتاده عکس ماه تو ، در اشک چشم چاه من!

           

                                           یاحق

 

سلام!

   روز دانشجو رو به همه ی دوستان تبریک میگم! گرچه کاری به هیچ دسته و گروه و ایدئولوژی سیاسی ندارم ولی با خودم میگفتم آیا هنوز هستن کسانی که حاضر باشن بخاطر عقیده شون جونشون رو  بگیرن کف دست؟! یا اینکه میگن برو بابا دلت خوشه! اونایی که گرفتن چه گلی به سر من و تو زدن که حالا ما بخوایم به سر بقیه بزنیم؟! برو فکر نون کن که خربزه آبه!!...

   بگذریم! ...به هرحال بد نیست بدونیم <وجود> بعضیها با اینکه بظاهر بین ما نیستن خیلی قویتر از <وجود> منیه که فکر میکنم هستم اما در اصل <نیستم>!

   برگردیم سر بحث خودمون! ضمنآ جواب کامنتهای قبلی رو هم دادم...

 

   مساله دیگه ای که مطرح شده بود این بود که در جمله (یا من سبقت رحمه غضبه) سبقت اشاره به بیشتر بودن رحمت خدا نداره بلکه معنای سببقت زمانی رو میرسونه. در صورتی که من عنوان کرده بودم رحمت خدا بیشتر ازغضبشه...

   من راستش به این دقت به کلمه "سبقت" فکر نکرده بودم و از دقتتون ممنونم. اما فکر نمی کنین اگر کسی رحمتش رو جلو بندازه و غضبش رو عقب بندازه خود این قضیه نشون دهنده اینه که بیشتر رحمت داره تا غضب و یا اینکه حداقل به رحمت مایلتره تا غضب؟ هیچ فکر کردین چرا خدا زود پاداش میده ولی عذابش رو به تاخیر میندازه؟ خودش میگه برای اینکه شاید توی اون فرصتی که بهتون میدم پشیمون شدید و توبه کردید! اونوقت دیگه غضبی در کار نیست. اما زود پاداش میدم تا به اومدن پیش من مشتاق تر بشید... یا اینکه اگر همونطور که خود سوفیا گفت فرض کنیم مصداق رحمت قبل از غضب خدا. همون هدایتی باشه که همه  انسانها رو شامل میشه باز همین هم فکر میکنم میتونه دلیل "بیشتر" بودن رحمت باشه...

مساله بعد این بود که اگر هدایت بطور مساوی برای همه هست. پس چرا خدا علنا میگه: "والله لایهدی القوم الظالمین"؟

   من میگم این که چیزی نیست! میگه "یضل من یشاء"!!... اما چرا؟ یعنی خدا خودش بعضیها رو گمراه میکنه و بعد هم عذابشون میکنه؟ مگه پدرکشتگی داره باهاشون_نعوذ بال..._ ؟!! نه! چیزی که من گفتم مال اول ماجرا بود و چیزی که خدا این جا میگه، من فکر میکنم مال آخر ماجراست! این وسط یه اتفاقاتی افتاده! اون اتفاقات هم همون انتخابهای ما بوده. چیزی که من گفتم این بود که خداشرایط اولیه هدایت شدن رو برای همه فراهم کرده.حداقل شرایط هدایت. فطرت پاک که هممون داریم. قبول؟ پیغمبرو کتاب و... هم که برای همه در دسترسه. حالا اگر کسی توی جزیره برمودا! افتاده بود و هیچ بشر دیگه ای اعم از پیغمبر و غیر پیغمبر ندیده بود. باز در حد همون فطرتش مسئوله. همونجا هم انتخاب هایی داره برای خوب یا بد بودن. اگر خدا میگه "ان الله لا یهدی القوم الظالمین" یعنی طرف اول ظالم بوده بعد به دلیل ظلمش از خدا دور شده. خودش بوده که خودش رو از خدا دور کرده خدا هم میگه من پارتی بازی ندارم که کسی رو هم که ظالم بود  هم بیام دستش رو بگیرم و زوری زوری بهشت رو بچپونم توی حلقش! مثل بعضی از این بچه های لوس که مامانشون صبح به صبح به زور شیر عسل به حلقشون میکنه! یعنی اگر خدا این کارو بکنه باید به عدالتش شک کرد! مثل اینکه یه عده از بچه ها زحمت بکشن درس بخونن یه عده هم بازیگوشی کنن؛ بعد معلم بیاد شب امتحان خونه بچه های بازیگوش بهشون درس خصوصی بده که نمره ي اینها از بچه های درس خون کمتر نشه. چرا خدا باید فرق بذاره بین هدایت آدم خوب و بد؟

   ظالم اصلا یعنی چی؟ یعنی کسی که رو به ظلم آورده. ظلم از کجا میاد؟ از ظلمت.خوب اگر کسی خودش دوست داره بره سمت ظلمت. خدا کاری به کارش نداره. یعنی توی این دنیا که قرار بر اینه که انسان اختیار داشته باشه کسی که بخواد (اختیاره کنه) سمت ظلمت بره. مشخصه که به نور نمیرسه. این کاملا طبیعیه! حتی وقتی میگه یظل من یشاء منظورش به نظر من ستمی که من به طور مساوی در کل جهان برای همه آدمها برقرار کردم طوریه که کسی که ظالم باشه دورمیشه. گمراه میشه. به ظلالت میفته. "ظل" یعنی گم شدن و به هدف نرسیدن. وقتی هدف غایی هستی اونه اگر ازش دور بشید یعنی گم شدید. دیگه اینکه خدا این موضوع روبه خودش نسبت میده. من فکر میکنم که منظورش یه نسبت غیر مستقیمه. یعنی نتیجه سیستم عادلانه ایی من هستی رو بر اساس اون خلق کردم چیزی جز این نیست...

   "بل اتبع الذین ظلموا اهواءهم بغیر علم فمن یهدی من اضل الله و ما لهم من ناصرین. فاقم وجهک للدین حنیفا فطرت الله التی فطر الناس علیها لا تبدیل لخلق الله ذلک الدین القیم ولکن اکثر الناس لایعلمون" (29و30، روم)

   "افمن رین له سوء عمله فراه حسنا فان الله یضل من یشاء و یهدی من یشاء فلا تذهب نفسک علیهم حسرات ان الله علیهم بما یصنعون" (8، فاطر)

   "و لقد بعثنا فی کل امه رسولآ ان اعبدوا الله واجتنبوا الطاغوت فمنهم من هدی الله و منهم من حقت علیه الضله فسیروا فی الارض فانظروا کیف کان عاقبه المکذبین" (36، نحل)

   "و الله یدعوا الی دار السلام و یهدی من یشاء الی صراط مستقیم" (25، یونس)

                             

/ 57 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رمضانی

سلام به دوستان! به جناب امير تنها: ممنون از لطفی که دارين و شعرتون! خيلی قشنگ بود.... در مورد بحثها هم اگر نکته ای داشتين یا مطلب روشن کننده ای جایی خوندین حتمآ بگين. استفاده ميکنيم... به آرزو: از کجا؟ اصلآ مهم نيست از کجا! از هرجایی که دم دست بود! مهم اينه که شروع کنی. مسيرت با بقيه قطعآ فرق خواهد داشت چون آدمها مختلفن. اما مقصدت نه چون خدا یکیه... موفق باشی! به جناب يوبی: خيلی خوب! حالا چرا اينقدر عصبانی؟!! منظورم توی کامنتها بود! به سوفيای عزيز: اولآ که در مورد اون دم مسيحايی يه کم ذوق مرگ شدم!!

رمضانی

البته اون رحمتی که باعث تداوم وجود ميشه قکر میکنم بايد با رحمتی که به انسانهای خوب تعلق ميگيره فرق کنه.(چيزی مثل تفاوت دو کلمه ی رحمان و رحيم: رحمت خاص و عام) اما به هر حال چيزی به اسم غضب عام نداريم ظاهرآ! يعنی غضب هميشه خاصه و در شرايط بخصوصی به کار ميفته. البته ميذونم که ما محدوديم و نميتونيم نامحدود رو اندازه بگيريم. اما سنتهای عام خدا بيشتر بر پايه ی رحمتن تا غضب... در مورد هدايت آدمها قبول دارم که لزومی نداره همه ی کارهای خدا به نظر ما هم منطقی بياد تا واقعآ منطقی باشه! اين علتش غير منطقی بودن ذهن ماست. اگر واقعآ خدا رو به خدايی قبول کرديم و مطمئنيم که عادله، و از طرفی عقل حکم ميکنه که بازخواست بدون هدايت قبلی عادلانه نيست پس اگر این خدای عادل از همه بازخواست ميکنه بايد همه رو هم هدايت کرده باشه. اگر فکر ميکنی همه رو هدايت نکرده دنبال مشکل نگاه خودت بگرد. ما عقل کل نيستيم اما اين حديث در باره ی ما اومده نه مريخی ها!: کلما حکم به الشرع حکم به العقل و کلما حکم به العقل حکم به الشرع ضمن اينکه خودش گفته: لا يکلف الله نفسآ الا وسعها به خودت ميتونی شک کنی اما به عدل خدا نه. برای همين عدل ا

رمضانی

در مورد اون دو تفسيری که از <من يشاء> کردی خودم هم همين به ذهنم خطور کرده بود. دوست داشتم تفسير رو نگاه کنم ببينم کدومشه! مرسی! من اگه بودم تفسیر دوم رو انتخاب میکردم که این مشکلات در باره ی عدالت پیش نیاد...!! باز هم ممنون از اطلاعاتت... به جناب مهدی: راستش وقتی کامنت سوفیا رو خوندم دیدم چه جالب! چرا خودم یادم نیفتاد؟! (از مزایای بحث و مشارکت دوستان همین بس!) راست میگن! قوس صعود و نزول، اسفار اربعه، منطق الطیر عطار و... دو تا مساله ست: یکی وحدت و کثرتی که در عین هم وجود دارن و یکی حرکت به سمت حقیقت و مبدآ هستی که در تمام عالم جریان داره. <کل الیه راجعون> و باید دید توضیحات شما در مورد حرکت جوهری چیه. من باز یه دید معنوی هم دارم پشت این قضیه و تسبیح موجودات رو جدای از این حرکت نمیبینم. همونطور که گفتم فکر میکنم در حوزه های مختلف اسم اینهاست که عوض میشه و در اصل باید یکی باشن. عامیانه بخوام بگم ما

رمضانی

در اصل اون واکنشهای شيميايی ميتونن همون چيزی باشن که توی قرآن بهش گفته شده تسبيح. منتها تسبيح هر چيزی در يه ثالبی اتفاق ميفته... و اما در مورد رفع مشکل اينجا نوشتن! راست ميگين! خودم هم فکر ميکنم حيفه که اين بحث ها توی کامنتها بياد. برای همين هم ضمن اينکه ممنونم که به نوشتن اينجا علاقه نشون ميدين، يه پيشنهاد دارم: مطالبتون رو توی فايل ورد بنويسين و ميل کنين. با کمال ميل! ميخونم و با اسم خودتون به عنوان پست ميفرستم. (حداکثر با فاصله ی یکی دو روز) چطوره؟ البته ديالوگ هم توی کامنتها همچنان حفظ ميشه... و البته شوخيهای سوفيا!

سوفيا

سلام . نمی تونید تصور کنید که از دیدن کامنت نقاب عزیز چقدر خوشحال شدم ... خیلی نگرانش بودم ... حالا که می دونم با یکی راحته ، و اون یکی شما هستید ، خیالم راحته ... دست گلت درد نکنه که هواشو داری ... هر دوتونو به خدای ارحم اراحمین می سپارم . و اما ادامه ماجرا...خانم دکتر عزیز! در نظر داشته باشید که عدالت از صفات جلاله حق است ..... . . در پناه حق ... پایدار و امیدوار .

سوفيا

لامش جا افتاد ... به من نيومده مثل دخترای خوب کامنت بذارم و برم . تصحيح : . هر دوتونو به خدای ارحم الراحمین می سپارم .

رمضانی

ای بابا! ما که به صفات جلاله مشکلی نداريم مه نعوذ باا...! ببين کم مياری بحث رو عوض نکن خواهشآ! جواب نداری بگو ما بريم به کار و زندگيمون برسيم! شوخی کردما! ناراحت نشی يه وقت! ...ولی خدائيش بحث اينجا به جلال و جمال نکشيده بود که کشيد الحمدلله! خدا آخر و عاقبتمون رو بخير کنه! اونجوری هم نگام نکن!() تو هم اگه فردا امتحان داشتی برای کاه

رمضانی

...مثل اينکه منم نميتونم مثل آدم کامنت بذارم! به: با! مه: که!!

مهدی

سلام مطلب رو در مورد حرکت جوهری در وبلاگم گذاشتم. لطفا برداريد از اونجا تا منم پاکش کنم. از ميل راحت تر بود. موفق باشين. از روشتون و نوع آگاهيتون خوشم مياد. روش نوييست. اميد ورام بر قله های معرفت قدم بزنيد. با علم خلوت و عملی که تکه های علم بر روی آن ديده شود بلکه عين علم باشد.

زايمن

سرکار خانم گيوی اگر شما خانم غزال گيوی را می شناسيد آدرس ميل من را در اختيار ايشان قرار دهيد . شايد با کمک شما من اين دوست قديمی خود را مجدد پيدا کنم . با تشکر زايمن