حوا؟ ...يا آدم؟

                                                        یا حق

 

سلام!

 

وبلاگ شعرم آپ شد...

.

توی صحبت های قبلی دوستان دو تا نکته به نظرم رسید که این پست میگم. انشاا... پست بعد برمیگردیم سر ادامۀ بحث...

........................................................................

> اول در مورد "فمنیسم" و کلماتی از این قبیل:

   بالاخره هرکس توی دنیا یه جنسیتی داره: یا زنه یا مرد! کسی پیدا نمیشه که به دنیا نگاه کنه و ابراز عقیده بکنه و در عین حال هیچ جنسیتی هم نداشته باشه! بنابراین همه میتونن عقاید همدیگه رو به حساب غرض های جنسیتی بذارن و نسبت فمنیستی و منیستی به هم بدن! اما این مشکلی رو حل نمیکنه. اگه بخوایم از پیشینۀ تاریخی جنبش اجتماعی که به فمنیسم معروفه صرف نظر کنیم، و اگه خیلی ساده این کلمه رو "نگاه زنانه به دنیا" معنی کنیم، فکر میکنم قبول داشته باشین که یه انسان در تمام عقایدش لزومآ جنسیتش رو در نظر نمیگیره! البته عامل جنسیت رو همونطور که گفتن نمیشه هیچ وقت حذف کرد اما این هیچ وقت نمیتونه دلیل خوبی برای غلط بودن عقیدۀ یه فرد باشه. اتفاقآ من زیاد هم دیدم از اینجور غرض ورزی ها! اینها معمولآ از نارضایتی های جنسیتی ناشی میشه که خودش میتونه خیلی دلایل دیگه داشته باشه. ولی نکته اینجاست که اصولآ حتی اگه توی یه بحث احساس شد طرف مقابل داره از منطق دور میشه و از جنس خودش دفاع میکنه هیچ وقت اصطلاحاتی مثل فمنیسم رو -نه به شوخی نه به جدی- درموردش نباید بکار برد! چون فقط دو اثر میتونه داشته باشه:

اگه اشتباه کرده باشین، این عبارت شخص مقابل رو توی موضع دفاعی قرار میده که ثابت کنه عقیده­ش ربطی به جنسیتش نداره و بعد از اتمام بحث یادش میمونه که دیگه با شما بحث نکنه چون احساس کرده توی بحث منطقی نیستین...

اگر هم درست حدس زده باشین، این عبارت به طرف نقش میده و کاری میکنه که اگه تا حالا سعی میکرد بی­منطقیش رو یه جوری با منطق پنهان کنه، حالا رسمآ و علنآ از منطق دور بشه و بحث تبدیل بشه به دعوا و برتری­جویی! و از اونجایی که شما بر منطق بشتر مسلط هستین تا دعوا، ممکنه نتونین نتیجۀ خوبی از بحث بگیرین... (و نیم ساعت بعد پای چشمتون سیاه بشه و...! J)

به هرحال خدا و پیغمبریش رو هم بخواین، در نظر گرفتن این نسبتها برای مخاطب –چه در ذهن چه در کلام- گوش آدم رو ناخواسته به حرف حق می­بنده. چون بالاخره ممکنه یه روزی یکی از این مخاطبین ناجنس ناهمجنس! حرف درستی داشته باشه...

/

> مطلب دومی که میخواستم بگم در ارتباط با خلقت حوا بود و اینکه میگن از پهلوی آدم خلق شده... اگرچه در مقایسه با بحثی که پست بعد می کنیم اصلآ مهم نیست که از کجا! خلق شده باشه، ولی ترجیح میدم سوال خودم رو در این زمینه بپرسم:

یه آدم خلق شده که مرد بوده، بعد از پهلوش یه زن خلق شده! ...خب! اگه حوا از پهلوی آدم آفریده شده باشه، حتمآ آدم چیزی ازش کم شده و تغییری کرده. اگه تعریف مرد این موجوداتی! هستن که ما الان داریم میبینیم، و قبول داریم اون آدمی که با حوا زندگی میکرده مرد بوده، پس آدم اولیه (قبل از خلقت حوا از پهلوش) نباید فقط مرد بوده باشه و احتمالآ باید هر دو جنس رو در خودش میداشته. چون جنس زن هم از اون خلق شده. بنابراین باز نمیشه گفت زن از پهلوی مرد به وجود اومده...

سلولها وقتی تقسیم میشن دقیقآ به دو سلول مساوی تبدیل میشن. یعنی اگه یه سلول اولیه داشته باشیم که تقسیم بشه به دو سلول 1 و 2 ، نه میشه گفت سلول 1 از پهلوی سلول 2 به وجود اومده و نه میشه گفت سلول 2 از پهلوی سلول 1 به وجود اومده. و حتی نمیشه گفت سلول اولیه ای که تقسیم شد، حالا سلول 1 هست یا سلول 2.... شاید این تئوری بهتر باشه! من فکر میکنم خدا اول نوع بشر رو خلق کرده و بعد، از اون دو جنس مختلف رو به وجود آورده. البته اسم اون بشر اولیه "آدم" بوده و این اسم به فرمان خدا به اولین مرد به ارث رسیده، اما این معنیش اون نیست که زن ها آدم نیستن!! همونقدر که مرد آدمه زن هم آدمه!... (بخدا راست میگم!!J)

در مجموع خیلی از مسائل هست که عمدآ در پرده ای از ابهام قرار داده شده، تا خدا انسان ها رو باهاش امتحان کنه. مثل قضیۀ غدیر خم. خدا خیلی راحت میتونست به جای اینکه اونقدر با رمز و اشاره حرف بزنه، یه کلام سر راست بگه لب مطلب رو! اما این کار رو بعضی جاها نمیکنه که ما ناخودآگاهمون رو بیرون بریزیم و هر کسی درونش رو، در برداشتی که از این مفاهیم میکنه نشون بده...

امیدوارم از این امتحان ها سربلند بیرون بیایم!

 

 

/ 42 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رمضانی

اين اصول کلی و چيزهايی از اين دست در قرآن و احاديث اومده. و يا مثلآ نکاتی که کمک کننده ميتونن باشن برای رسيدن به خدا و مسير رو راحت تر نشون ميدن يا افق های بالاتری رو معرفی ميکنن و... همونطور که گفتن، نميشه همه ی مطالب رو به حساب جعل گذاشت همونطور که نميشه هر چيزی رو يکسر پذيرفت. این یه کم کار رو سخت میکنه و بايد بيشتر در هر چيزی دقت کرد. همونطور که در دکون هر بقالی و پستوی هر خونه‌ای و دفتر هر نقاشی و ذهن پر درد هر یتیمی دقت ميکنين برای جستجوی خدا! ...و اين عاليه! نقش خدا رو از دفتر زندگی خوندن مهارتی ميخواد که چشم هنرمند ميطلبه! ...و شما دارين! . به جناب يوبی: خوب بود به جای فرضيه سفارش ميداديم يه مايکروفر درست کنين!! فکر کنم زودتر آماده ميشد! . به جناب سيد مهدی: ممنون از راهنمايی تون! حتمآ سر ميزنم!

رمضانی

به جناب مهدی: مرد مظهر عقل کل و زن نفس کل است... خب حتمآ بعدش هم ثابت ميکنين که عقل کل فوق نفس کل است. از دست شما! نگفتين چرا نظر ملا هادی و صدرا رو نمیپذيرين؟ و مهم تر اونکه اونها از کجا اين حرف رو ميزدن؟؟ برام جدآ جالبه که چرا زن رو آدم حساب نميکردن! ملاهادی رو نميشناسم ولی ملاصدرا عاقل تر از اين حرفها بود! مگر اینکه این قسمت رو زیر لحاف دور از چشم زنش نوشته باشه!! ولی جدآ در مورد اینکه گفتین مرد از نظر عقل برتری دارد در کل و زن هم از نظر نفس برتری دارد در کل ، من نشنیده بودم! کنجکاو شدم، باید جالب باشه! توضیح بدین یه کم... اما در مورد رفتار با بچه! میشه بگین کجا گفته که قبل از به تکلیف رسیدن بچه به زور وا

رمضانی

در مورد خلقت آدم هم درسته که آيات و احاديث زياده اما خیلی هاش هم متناقضه با هم! جالب اینکه کسانی که هر کدوم از این روایات متناقض رو قبول دارن خودشون آيات عظامی هستن واجب التعظيم!! حالا آدم اين وسط دم خروس رو قبول کنه يا قسم حضرت عباس رو؟؟ در مورد مساله در پرده ابهام قرار دادن مسايل توسط خدا، منظورم این بود که گاهی مسائل با رمز و کنایه مطرح شده. مثلآ قرار نیست اگه حدیث داریم که زن از دنده ی چپ مرد خلق شده این اتفاق در سطح ماده و فیزیک رخ داده باشه! ممکنه استعاره باشه از همون مفهومی که گفتن آقای قمشه ای تعبیر کرده... یا یه چیز دیگه... به هرحال میشه این مسائل تعبیرات دیگه ای هم داشته باشه... از لطفتون هم ممنون! چیزی که زیاد نمیشه همون <مدیر محترم وبلاگ> گفتن شماست!! هرچقدر که دوست دارین بگین... . به جناب م: بخ

مهدی

سلام از دست شما خانما حالا اينجا احاديث خيلياش!! شد متناقض. ديشب تلمود کتاب پيشرفته يهوديان رو می خوندم! جالب اينجاست که اونجا هم آفرينش زن رو همينطوری قرار داده بود. حتی دليل بسيار جالبی هم از کتب مقدسشون آورده بود که چرا دنده چپ! و گفته بود چون نزديک به قلبه! نفس کاربرد خودشو داره و عقل هم کاربرد خودش را! البته بحث نفس کلی و عقل کلی رو زياد تو وبلاگم کردم. نفس کلی از عقل اول منفعل ميشه و مفعول انبعاثی عقل اول است. اين در بيشتر کتب عرفانی ما آمده است مانند تکون حوا از آدم! البته يادمه دبيرستان در کتاب بينش اون موقع اين تکون خوا از آدم رو رد کرده بود. از دست اين مردای امروزه که نفسشون بهشون دستور ميده! آفرينش يک نص حديثی و در اديان مختلف آده و استعاره نيست هر چند از کيفيت اين آفرينش مطلبی نيست. مسلما يک امر مادی نبوده مثل آفرينش عيسی عليه السلام اما نوعی آفرينش بوده! ملاصدرا در اسفار مياد حيوانات رو تقسيم می کنه .... بهتره ادامه ندم! می تونيد به مقدمه قبض و بسط دکتر سروش مراجعه کنيد آدرسش در اسفار هست بعدش به اسفار مراجعه کنيد و حاشيه ملاهادی سبزواری رو ه

مهدی

حضرت رسول (ص) فرمودند: نماز را در هفت‏سالگى به كودك ياد دهيد و در ده سالگى او را بر ترك‏نماز تنبيه كنيد. كنزالعمال; ج‏16، ص 440، روايت 45327. http://www.hawzah.net/per/magazine/HD/014/hd01405.asp(مقاله تنبیه از دیدگاه اسلامی) پیامبر اسلام(صلی الله علیه واله) در مورد تربیت دینی کودکان و افراد خردسال می فرماید: «مروا أولادکم بالصلوه لسبعٍ، و اضربوهم علیها لعشرٍ؛ فرزندان خود را در هفت سالگی به نماز وادارید و در ده سالگی تنبیه کنید.» شیخ طوسی، 1377، ج1، ص93 خب این حدیث از شیعه و سنی بارها نقل شده و به کسی را ندیدم مخالف باشد. اینجا حتما نباید نوشت تا نکند سایتهای بیگانه بر علیه ما بشورند. نه باید دوباره احادیث و قرآن را یادگرفت و دوباره با حذف شناخت ابتدایی خود به شناختی بالاتر دست یافت.

مهدی

نظر ملاصدرا هم چون بدون دلیل ذکر کرده و عقل و نقل حداقل از نظر بنده گواهی بر اون ندیده رد می شود.

مهدی

مسلما مقام زن بسیار بالاست حداقل اینکه عیسی از زنی پاکدامن که با ملائکه صحبت می کرد بدون پدر بدنیا آمد و در دین اسلام در علو مقام فاطمه زهرا علیه السلام شکی نیست که در حدیثی آفرینش عالم بخاطر وجود او بوده است. زن مظهر پذیرش و انفعال است مثل زمین که آنچه آسمان می ریزد را بارور می کند. عقل در عرفان اسلامی توسط نفس است که می نگارد. ابن عربی عقل اول را همان قلم می بیند و نفس کلی را لوح محفوظ که در قرآن آمده است. که در ابتدای خلقت تمام آنچه در عالم است را قلم بر لوح محفوظ نوشت. در احادیث هم کتابی است به نام مصحف فاطمه س که هر آنچه در عالم از ازل تا ابد است در آن است. پس هرکدام نقشی دارند. هر موقع که به کلاس رفتید قلم را تنها نبرید که بکار نیاید ٬ پس دفتر را نیز ببرید.

مهدی

برای درک بیشتر به کتاب شرح فص حکمت فاطمی علامه حسن زاده آملی مراجعه کنید.

ub

ابهام و ايجاد ابهام يکی از بهترين ابزار های تشويق و تحريک تفکر است. بعضی مواقع هم ايجاد ابهام برای انست که تمرکز روی مسايل حاشيه ايی که اهمميت ندارند کم شود. يک وقتی در اين باره يک پست نوشتم. مثلا در قضيه اصحاب کهف اصلا مهم نيست که چند تا بودند و چقدر خوابيدند- مهم اصل ماجرا بود. يک نکته ديگر هم بايد توجه کنيم که بسياری از جمله های بزرگان (نه متن قرآن) و ائمه را بايد در ظرف زمان خودش ديد. اگر در زمانی که ملت با مشت غذا می خورند رسول خدا فرمود که با انگشت غذا بخوريد معنی آن اين نيست که اگر حالا کسی قاشق و چنگال دست گرفت خلاف دستور رسول الله عمل کرده. بعضی وقتها هم بی سوادی باعث رواج حرفهای نا بجا می شود مثلا جمله عربی آنست که در شب از ظرفی که سر آن باز است آب نخوريد اونوقت بعضی ها می گويند در شب سر باز آب نخوريد و موقع آب خوردن دستشان را می گيرند روی سرشان..