بله! اما... چرا؟

                                                              یا حق

سلام!

من پاسخ دوستان رو دادم توی کامنتدونی قبلی. بحث های خوبی بود. بخونین!...

این پست هم کامنت من هست برای جناب مهدی. و البته سرگشاده... J

...................................................

   ...قبول دارم صحبتهاتون رو. البته اینکه میگم قبول دارم، به این معنی نیست که دوست دارم که اینطوری باشه و دیه و ارث زن نصف مرد باشه! چون خدائیش دوست ندارم! منظورم اینه که من هم به این نتیجه رسیدم که اسلام ظاهرآ فلسفه ش از وضع این قوانین، ظلم به زنها نبوده. فلسفه ش این بوده که زنها متناسب با وضعیتشون استفاده ی بیشتری بکنن. وضعیتشون هم ظاهرآ اینطور تصور شده که چندان توانایی کار کردن ندارن، چندان توانایی پول درآوردن ندارن، توانایی اینکه حتی از پس خودشون توی جامعه بربیان ندارن، نمیتونن مدیریت کنن و نیاز به کسی دارن که مدیریتشون کنه، موجوداتی آسیب پذیر و شکننده و در یک کلام "ضعیفه" هستن! همیشه باید یه سرپرست از جنس مرد داشته باشن و این سر پرست باید "بالای سرشون" هم باشه. یعنی همون کسی که باید مدیریتشون کنه گاهی هم باید هدایتشون کنه! درست مثل بچه ها! اول با نصیحت و بعد با اخم و قهر و اگه این روشهای ملایم جواب نداد و اگه دیدین بازم سر به هوا هستن و از شما اطاعت نمیکنن معطلش نکنین! اونقدر بزنینشون تا اطاعت کنن از شما!! البته وقتی دیدین آدم شدن و اطاعت میکنن دیگه نزنینشون! گناه دارن!...

   من با این برداشت هنوز مشکل دارم! و مشکلم هم اینه که قرآن رو "کتابی برای همیشه" میدونم. یعنی حتی اگه احادیث رو بتونم بگم که مال اون زمان بوده و الان صدق نمیکنه اما احکام قرآن رو میدونم که باید صدق کنه همیشه. البته بعضی آیات هم هستن که برای زمان خاصی بودن و بعدآ نسخ شدن. اما (اگه بخوام دیدگاه خودم رو نادیده بگیرم) از آهنگ قاطع و تم دستوری این آیه اینطور به نظرم میرسه که منظورش همیشه بوده و چند جای دیگه هم حرفهای دیگه ای میزنه که با این نگاه تطبیق میکنه. و احکام و احادیث هم همگی تطبیق میکنن با این نگاه!

   تنها چیزی که تطبیق نمیکنه با این نگاه سنت هست. سنت پیامبر و ائمه میدونم احترام به شخصیت زن بوده و زن از دید اونها آزادی های یه انسان رو داشته و حقوق یه انسان رو و شان یه انسان رو و...

  میگن یکی از روشهای تفسیر وحی و قرآن بررسی سنت هست. من این قسمت از وحی رو نمیتونم تطبیق بدم با رفتار معصومین. قطعآ از زنهاشون نمیخواستن که مطیع محض اونها باشن و حتی در بعضی موارد لازم هم زنهاشون ازشون اطاعت نمیکردن اما چنین برخوردی که توی قرآن گفته شده هیچ وقت باهاشون نمیشده... آیا معصومین به طریقی غیر از قرآن عمل میکردن؟

   مساله ی بعدی شهادت دادن زن هست. یه قتل اگه اتفاق افتاده باشه اگه یه مرد بره توی یه خونه و از ده تا زنی که اونجا هستن هفت تا رو بکشه و بیاد بیرون اگه بقیه جاهای کارش رو خوب طراحی کرده باشه شهادت این سه زن باقیمونده به تنهایی برای اثبات جرمش کافی نیست! در حالی که اگه یکی از اونها مرد میبود شهادتشون کافی بود! چرا؟ 

   مساله ی بعد در مورد دیه و ارث هست. زنی که تحت سرپرستی یه مرد هست بعد از مرگ اون باید دیه ی بیشتری بگیره... درست! اما الان خیلی از زنها هستن که سرپرست خانوار هستن و خرج زندگی رو میدن. یا به علت از کار افتادگی شوهر یا بی قیدی اون یا طلاق یا مرگش... آیا نباید دیه ی اینها به اندازه ی یک مرد باشه؟ و بچه هایی که تحت سر پرستیشون هستن احیانآ اگه این مادر کشته شد دیه ی یک مرد رو بگیرن؟!

   مساله ی دیه فقط به آدم بزرگ ها ختم نمیشه. جنین توی رحم هم اگه بزرگتر از چهار ماه باشه انسان کامل فرض میشه و دیه داره. چه توجیهی داره که دیه ی جنین دختر نصف پسر باشه. با توجه به اینکه پسر هم مثل دختر در آینده هیچ تعهد مالی به خوانواده ش نداره... و چه دلیلی داره که از این دیه فقط یک هشتمش به مادر میرسه؟ مادری که توی این مدت همۀ وجود اون بچه رو از وجود خودش ساخته. حتی به قیمت از دست رفتن خیلی از ذخایر بدنش...

   مساله ی بعد فلسفه ی همین دیه هست. دیه درسته که یه منفعت مالی محسوب میشه برای بازماندگان. ولی یه حربه ی بازدارنده هم هست برای جلوگیری از قتل. فکر نمیکنین کشتن یه زن خرجش کمتر از یه مرد باشه؟ برای دیوانه ای که دیشب خواب دیده باید یه نفر رو بکشه، مسلمآ انتخاب یه مقتول زن خرج کمتری داره! خیلی هم کمتر! نصف!!

   دیه فقط به قتل تعلق نمیگیره. برای جراحات و صدمات هم کسری از دیه به خود شخص داده میشه. مثلآ اگه کسی ضربه ای به دیگری وارد کنه که یه چشمش کور بشه باید نصف دیه ی کامل رو بده به اون شخص. حالا تصور کنین اگه شخص صدمه دیده مرد باشه نصف دیه ی یک مرد رو میگیره و اگه زن باشه یک چهارم دیه ی یک مرد رو! آیا چشم یه زن نصف چشم یه مرد می ارزه؟! بعضی ها میگن خب مرد باید خرجی بده و با یه چشم کمتر میتونه کار کنه و پول در بیاره! ولی درمورد جراحات جزیی که هیچ اثری روی کار ندارن هم همین نسبت با دقت کامل رعایت میشه! یعنی هر ضایعه ای روی بدن زن نصف همون ضایعه روی بدن یه مرد ارزش داره...

   مساله ی دیگه کفالت هست. اگه پدری بمیره کفیل بچه خانواده ی شوهر هستن و حتی میتونن اجازه ندن به مادر برای زندگی با بچه یا حتی دیدنش! اینجا هم مهم نیست که خود بچه یا مادرش چه نظری داشته باشن...

مساله ی دیگه در مورد کارهای پزشکی هست. اگه بچه ای نیاز به عمل جراحی داشته باشه، اگه پدر نداشته باشه از مادرش برای عمل رضایت نمیگیرن. بلکه از خوانواده ی پدرش (عمو، پدر بزرگ و...) رضایت میگیرن و اگه اونها رضایت ندن مادر هیچ کاری نمیتونه برای سلامتی بچه ش بکنه...

   مساله ی دیگه در مورد بحث عقیم شدن هست. اگه زنی بخواد خودش رو عقیم کنه باید مردش اجازه بده. ولی مرد میتونه این کار رو بدون رضایت و حتی بدون اطلاع همسرش انجام بده... کلآ برای هر کار پزشکی که به دستگاه تولید مثل زن مربوط باشه باید مرد اجازه بده. وقتی دختره پدرش و وقتی ازدواج کرد شوهرش! گاهی مساله ی مرگ و زندگی زن در بین هست و اگه مرد اجازه نده... نگین که هیچ مردی نمیخواد زنش بمیره و هیچ پدری دخترش. چون این مسائل پیش میاد و ما از نزدیک برخورد داریم باهاش. خیلی از مردها خیلی هم عاشق هستن! اما تا وقتی که زنشون یا دخترشون سر پا باشه و بتونه راه بره متوجه خطر مرگی که یه کانسر رحم میتونه براش داشته باشه نمیشن و وقتی پشیمون میشن که دیگه خیلی دیر شده... این مسائل رو از روی حس فمنیستی نمیگم! اگه واقعیت نداشت نمیگفتم. خیلی ها زیر خاک رفتن همینطوری... خدا براتون نیاره!

...

   نمیخوام به احساسات من در این موارد پاسخ بدین! چون نمیتونین! ولی این مواردی که گفتم از لحاظ منطقی هم با عقل جور در نمیاد! اگر ادعای اسلام اینه که عدالت رو تا این حد حتی رعایت میکنه که قاضی باید به هر دو طرف دعوا به یک اندازه نگاه کنه، حتمآ باید جوابی هم برای این مسائلی که طرح شد و دهها مساله ای که وجود داره و در مجال اینجا نمیگنجه داشته باشه...

   من به قول این جوونکهای سیاسی، اصلاح طلب درون سازمانی هستم نه برون سازمانی! حتمآ یا باید توضیح منطقی وجود داشته باشه و یا بپذیریم که قانونگذار ما از اسلام برداشت درستی نکرده و قوانینمون قوانین اسلام نیست... و بعد اقدام کنیم برای اصلاح این قوانین بر اساس جهانبینی و اصول اساسی اسلام. ناسلامتی ادعامون در مورد برتری مذهب شیعه یکیش هم داشتن اجتهاده و قابلیت و ظرفیت تطبیق قوانین گذشته با شرایط زمان...

   مگه چند سال از دوره ی پیامبر تا حضرت علی گذشته بود که زکات به اسبها هم تعلق گرفت؟ الان هزار و چهارصد سال داره میگذره و هنوز کشاورزی که گندم میکاره باید زکات بده و اونی که به تعداد گندمهای اون کشاورز برج داره زکاتی بر عهده ش نیست!

...  

   البته فکر کنم الان بیشتر از اینکه به این دغدغه های پیش پاافتاده ی فمنیستی فکر کنین دارین به علت هدایت ناپذیری من فکر می کنین و اینکه چرا دعاتون در مورد هدایت من مستجاب نمیشه! L .... JJ

...این که شوخی بود! ولی دوست دارم نظر شما و بقیه ی دوستان رو بدونم در مورد مسائل بالا!

   جهت پيشگيری از سوء تفاهم هم لازمه يه نکته رو توضيح بدم:
مثالی که توی کامنتدونی پست قبل زدم در مورد شکستنی و جعبه، فقط نتيجه ای بود که من گرفته بودم از طرز نگاه متون دينی ما به زن (يا اون چيزی که به عنوان متون دينی در دست ما هست). به هيچ وجه موافقت کامل و بی قید و شرط خودم با اين قضيه نبود...
  البته اين خوبه که به حساسيتها و ظرافتهای يه زن توجه بشه و مثلآ اگه توی جامعه داشت فشاری وارد ميشد به يه زن، مردش جلوی فشار رو بگيره و به همسرش کمک کنه. اين خيلی خوبه و اسلام هم نگاهش همينه. اما اگه يه مرد به زنش اجازه ی خروج از خونه رو نده و زندانیش کنه و وقتی ازش ميپرسيم چرا؟ جواب بده که زن مثل شکستنی ميمونه، بايد گذاشتش توی قفسه ی دکوری و در رو روش قفل کرد که آسيب نبينه، اونوقت شما چی ميگين؟؟ ميبينين که اين مثال هم تا يه جايی کاربرد داره و بستگی داره چه برداشتی بکنيم ازش... فلسفه ی قوانين اسلام درسته اما قوانين درستی بر اساس اون فلسفه وضع نشده و باعث شده به جای اينکه فشار کمتری به اين موجود حساستر بياد فشار بيشتری بياد و درصد افسردگی و حتی اقدام به خودکشی در زنان بالاتر باشه...
من معتقدم در وضع قوانین و برداشت ها از احکام، نقض غرض شده و چيزی که من باهاش مخالفم اين نقض غرضه!

 زن و مرد با هم تفاوت میکنن و باید در قانونگذاری هم این تفاوت رو در نظر گرفت. بله!

اما...

معلوم نیست چرا اکثر اوقات این قوانین جانب مردها رو گرفته؟ ...چرا؟

 

 

/ 90 نظر / 47 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شادی.دوست تو

خانم رمضانی ممنون از « ای ميل» واقعاْ زيبا و جالبتون مرسی که برای ارسال اون ای ميل به ياد من هم بوديد

مرواريد عرفان

سلام سمانه جان هم مطالب پستت جالب و دلنشين است و هم کامنتها خود دنيائی است و حاوی مطالبی در خور توجه . شاد باشی

زهرا

سلام عزيزم اول معذرت من خيلی کم on ميشم . می بينم که بحث به جاهای خيلی داغ رسيده . راستش عزيز دلم من فکر می کنم که جامعه ی ما با توجه به فرهنگ مکانی خودش جاداشت که بعضی از قوانين اجتماعی را که در قرآن به آن اشاره ی صريح شده است جور ديگری وضع می کرد . نه در لباس مخالفت با کتاب آسمانی ٬ به خاطر تفاوت مکان و زمانی که روزی قرآن نازل شده است . زن در جامعه ی ما خيلی مظلوم واقع شده است و زنی که فعاليت اجتماعی بيرون از خانه دارد بيشتر . انگار که بار مضاعفی بر دوش اوست اما... تاحالا به گوشت نخورده که معيار پسری برای ازدواج کارمند بودن و به عبارت خودمونی تر حقوق بر بودنش باشه ؟!!!و از اون طرف...

بهزاد

از این به بعد در بلاگفا مینویسم ... خواستم اطلاع داده باشم .

ديوونه

با اجازه یک نکته ی تکراری را عرض کنم : اگر مرد یا زن بودن را نیز برای اندیشه ی انسانی یک موقعیت حساب کنیم مسلما بسته به این موقعیت نیز همه ی افعال وصفات مدرج خواهند بود که البته درجه را در این موقعیت نباید به معنای تعالی دانست .چرا که موقعیت امری عرضی است وتبعا درجه ی آن نیز. مثل سردی وگرمی یک جسم که درجه ی هر کدام موجب علو درجه ی ان نمیگردد یا فاعلیت ومفعولیت یک موجود نیز در همین راستا .اما اختصا صاً در مورد جوهر اندیشه؛ درجه ی تعالی به تجرد برمی گردد وهمانطور که فرمودند : ان اکرمکم عندالله اتقیکم.

رمضانی

سلام به دوستان! ميبخشيد که اين چند روزه نبودم!... درگير مشغله های روزمره و... از همگی ممنون! جناب مميزی، جناب بهراد، جناب بهزاد، شادی عزيز، مرواريد عرفان عزيز، زهرای عزيز، و جناب ديوونه... به جناب بهزاد: مرسی که روحيه ميدين! راستش دوست ندارم پز بدم چون چيز قابل پزی نيست! يه شغله مثل همه ی شغلهای ديگه... مرسی خبر دادين جابجاييتون رو! به زهرا: درسته که زن خيلی مظلوم واقع شده و زنی که بخواد فعاليت اجتماعی داشته باشه هم بيشتر، اما نميشه همه ی اين ظلم روبه گردن دين انداخت. برداشت ها اغلب خيلی بيشتر از اصل حاکم هست و در واقع هر اتفاقی که ميفته چه خوب و چه بد، حاصل برداشت های انسانها از اين اصوله. شايد تفسير خيلی از آيات براساس شرايط زمان هنوز اتفاق نيفتاده باشه... حتی توی تفاسير معتبر. تعبير و تفسير ما از قرآن کامل نيست و هنوز در مصداق يابی مشکل داریم...

جام الست

سلام منم بهتون تبريک ميگم. از اين بحث داغتون و از اين مجلس گرمتون. من معتقدم که راه خانم ها برای رسيدن به خدا نزديک تره. اين يک برداشت شخصيه. دليل ندارم. اما احساس ميکنم همين قدر که احساسات خانم ها در قليان تره و زودتر با خدا دوست ميشن و صميمی ميشن و زودتر دلشون ميگيره و زودتر دلشون رو وا ميکنن و با خداشون صميمی ترن پس به خدا نزديک ترن. درسته که از بين ۱۴ معصوم يکی زنه و بقيه مرد. اما امام عسکری در مقام اين زن می فرمايند. ما حجت خداييم بر مومنين و مادرمان حجت خداست بر ما. يا در حديث قدسی بعد از اين که می فرمايند يا محمد اگر تونبودی آفرينش را خلق نمی کردم و اگر علی نبود تو را نمی آفريدم. می فرمايد اگر فاطمه نبود شما دو تا را نمی آفريدم. البته اصل به تقوی است و ان اکرمکم عندالله اتقيکم. وظيفه زن و مرد هم متفاوت است و اگر وظايف خود را در خانه داری و شوهر داری و پزشکی خوب انجام دهد مقام مردان به جهاد رفته را دارد. اما باز پارتيشون پيش خدا قوی تره و خدا خانم ها را بيشتر از آقايون دوست داره. چون اگه مردا رو قوی تر آفريده ولی خانم ها رو مهربونتر خلق کرده. قبوله؟؟؟!!

جام الست

دوست داری همره جانان شوی با خدای خویش هم پیمان شوی می دهم با دردهایت خاتمه آشنایت میکنم با فاطمه فاطمه کار خدایی می کند فاطمه مشکل گشایی می کند هستی عالم بود از هست او جنت و دوزخ بود در دست او ماسوا روزی خورد از خوان او گردش چرخ است با فرمان او http://www.ali121ali.blogfa.com/

جام الست

او کلید قفلهای بسته است او امید هر دل بشکسته است بهر او ارض و سما را ساختم گفت او من مصطفی را ساختم بهترین غمخوار و یاور دادمش همسری را همچو حیدر دادمش من به عشقش ساختم کوه و دمن من عطا کردم به زهرایم حسن

جام الست

http://sevda1000.persianblog.ir/ اينجا هم مطلبی در وصف زن نگاشته شده