ديدی که چگونه گور بهرام گرفت...؟

 

 

 

                                                         حق<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

 

 

 

... برای نماز که بیدار میشیم راهنماهای گردشگری رو مرتب میکنم و وسایلم رو جمع میکنم ...وقت صبحونه هم راهنماها رو بین اتاقها تقسیم میکنم....

  

 

   قراره ساعت8 راه بیفتیم. دیگه مسؤلین مون فهمیدن که باید یکساعت زودتر از برنامه ریزی اصلی با بچه ها قرار رفتن رو بگذارن و یکساعت هم قبل از قرار مدام stimulus وارد کننتا بالاخره از برنامه عقب نمونیم...حدود 8 راه می افتیم به سمت تخت جمشید. یه مسابقه شامل 5 تست از یکی از سخنرانی های آقای دکتر الهی قمشه ای در مورد حافظ شناسی به بچه ها میدن و توی راه که تقریبآ یکساعت طول میکشه سخنرانی رو پخش میکنن...اولش بچه های شیطون پیراپزشکی (یا به قول خودشون: پیراشکی!!) بی حوصلگی میکنن که: بچه ها تقسیم کنیم هرکدوم یه ربع گوش بدیم! ...اما بعد از چند دقیقه جیک از کسی در نمیاد تا خود تخت جمشید ... واقعآ حرف حق که با بیان حق جمع میشه هر کسی رو (هر چقدر هم شر!) تحت تأثیر قرار میده...... من هم که نخورده مستم...!!

 

 

 

  33.jpg

 

 

 

    ساعت 5/9 پیاده میشیم و تا ساعت 45/11 هم وقت داریم... وقت زیادی نیست برای تخت جمشید. ولی باز به دلیل شدت هماهنگی ها! همۀ بچه ها جلوی در جمع شدن، اما هنوز نامه برای ورودمون نیومده...چند دقیقه بعد حاج آقا رو میبینیم که سلانه سلانه دارن تشریف میارن... بچه ها میگن: خب خوبه! میگیم حاج آقا رو گروگان بگیرن، ما بریم تو!... و همینطور هم میشه!! ...بیچاره حاج آقا!!

 

   وقت نیست و باید تقریبا باید بدویم: ماراتن در تخت جمشید!! سریع چندتا عکس هنری!(باز هم تا شلوغ نشده!!) از دوستم میندازم... خوب سرویسی از من میگیره ها، یادم باشه!! ...تازه بعلاوۀ توضیحات کارشناسی در همۀ موارد: هنر عکاسی ، باستان شناسی ، تاریخ پیش از اسلام ، و حتی سنگ شناسی ناحیه...!! با چشمهای گرد شده ش تشویقم میکنه که حدسیاتم رو هم با اعتماد به نفس کامل جای نظر کارشناسی غالب کنم......چه کیفی میده...!!!

 

 

 

persepolis.jpg

 

 

  

   البته چند دقیقه بعد به یه راهنمای تور برمیخوریم که مشغول توضیح دادنه و کاسبیمون رو کساد میکنه! توضیحات جالبی میده، اما مشخصه که خیلی ناقصه... 20دقیقه ای باهاش میریم که از شانس ما گشنه ش میشه و یکساعت آنتراکت میده به خودش و گروهش... وما دوباره میمونیم زمین!! ...همون موقع زهرا رو میبینیم که وسط خاکها همینجور داره میدوه و بچه ها رو جمع میکنه برای موزه. اگه کسی با گروه نره تو ،دیگه راهش نمیدن مگه با بلیط... همه پشت در موزه جمع میشیم، و باز وقت اونه که...چی؟ بله... شدت هماهنگی ها خودش رو نشون بده...! یه ربع،20دقیقه ای بچه ها پشت در پفک میخورن تا بالاخره...

 

 

persepolis-old.gif

 

 

 

    درواقع یکی از کاخهای تخت جمشید رو دیوارهاش رو کامل کردن و سقف زدن، شده موزه... و البته چندتا زیر خاکی هم زیر شیشه... حوصله ام سر میره وقتی توضیح کارشناسی نداره زیرش. ولی به هر صورت برای حروم نشدن بلیط هم که شده ، مثل آدمهایی که نذر دارن کل ویترین ها رو همگی با هم طواف میکنیم...!

  

 

 

 persepolis-1024.jpg

 

 

 

    درنهایت چیزی که بیشتر جلب توجهم رو میکنه ترجمۀ کتیبۀ خشایارشاهه... کتیبه ای که در خارج بیشتر از داخل شهرت داره. به خاطر شباهتش به اعلامیۀ حقوق بشر و تأکید بر اوج تمدن انساندوست ایران پیش از اسلام...ونتیجه گیری منطقی این بازی تبلیغاتی این که: اعراب وحشی و در واقع اسلام، تمدن ایران رو نابود کرده، پس اسلام........ کتیبۀ قشنگیه! حرفهای زیبایی که بعبد میدونم حاکمی در تاریخ بوده باشه که از این حرفها نزده...... انشا...که به حرفهاش عمل هم میکرده. اما سنگینی ستونهای سنگی عظیم این قصرهای مجلل، جور دیگه ای حکایت میکنن.... این سنگها روی دوش کی تا اینجا حمل میشدن...؟این ستونها با دستهای کی بالا رفته...؟ مردمی که شاهشون تو یه چنین کاخی زندگی میکرده، خودشون چطور زندگی میکردن...؟چه وضعی داشتن..؟ راجع به حکومتشون چی فکر میکردن...؟ چقدر راضی بودن؟ ...آیا حقشون بهشون داده میشده...؟ باز هم آری اینچنین بود.......

 

 

 

persepolis-lion.jpg

 

 

 

 

 

   سودای پادشاه جماعت که میدونم کشورگشایی بوده. یعنی الانم هست. خیلی کم بودن پادشاههایی که غیر از وقت گرفتن باج و خراج، نظری هم به مردم و زندگیشون داشته باشن... حداکثرش کریمخان بوده و تا یه حدی هم شاه عباس...

   بگذریم! فقط میدونم توی این تاریخ چند هزار ساله هر کسی اومده و یه جوری با این ملت بازی کرده ... با احساساتشون، با افکارشون، با عقایدشون...با زندگیشون. قدیمها که اصلآ نظر مردم مهم نبوده. یه سر لشکر شورش میکرده ،سلسله عوض میشده... شکست هم که می خورده سر خودش و همراهانش بالای دار بوده.... از وقتی که توی دنیا مثلآ دموکراسی باب شد و نظر مردم مثلآ مهم، ابزار قدرت از شمشیر و اسلحه و توپ و تانک تبدیل شد به تسلط به افکار عمومی. دنیا شد دنیای اطلاعات و در واقع دنیای دروغ . و هر کی بهتر دروغ گفت ، بهتر قبلی رو تخریب کرد و خودش رو تقدیس، و بیشتر تونست اعتماد مردم رو جلب کنه، شدحاکم ، یا به قول امروز رییس جمهور...

 

 

 

 

DSC07842.jpg

 

 

 

  

   زیاد توی خط سیاست و ...نیستم اما در مجموع فکر می کنم این دوره از دوره های پیش نتیجۀ بهتری بگیریم. حداقل تا الان که راضی ام... و البته میدونم تیپ فکری خواننده های اینجا چندان با من موافق نیستن... و اصولآ طیف کسانی که سر و کله شون پشت اینترنت پیدا میشه... به هر صورت همیشه باید به نظر جمع احترام گذاشت. چه راست چه چپ، چه بالا چه پایین... با اینحال همیشه انتخاب جمع درست نیست. تقریبآ میشه گفت اساس انتخاب جمع و ملت احساسشون بوده و نه منطق. اما گاهی این احساس رو یه آدم درست تحریک میکرده،  گاهی یه آدم غلط... گرچه حالت اول بهتر از حالت دومه، چون انتخاب ملت تصادفآ مساوی شده با انتخاب درست توی اون شرایط ، اما جفتش ناپایداره . چون بر اساس آگاهی نیست... و تاریخ هنوز رنگ آگاهی یک ملت رو به خودش ندیده... فقط آدمهای آگاه وجود داشتن، نه ملت آگاه.....

  

 

 

 

 b59.jpg

 

 

 

 

 

   ...از موزه میایم بیرون و یه ربع دیگه میچرخیم و بعد سوار میشیم. برنامۀ شیرازمون تمومه. راه که میافتیم به سمت تهران، زهرا میاد و حلالیت میطلبه... بچه ها جیغ و داد میکنن. همه ازش راضی ان. واقعآ سنگ تموم گذاشت. هم اون هم مونا... آقای شریف هم که مسؤل بالاتر بود با یه پیکان همیشه دنبالمون بود. هر جور سرویسی که بگم اینها بهمون دادن. از غذا کشیدن تا باربری! هر جور غرولندی رو هم تحمل کردن.... خیلی جاها سر اینکه گفته بودن مثلآ روسری سر نکنید، مقنعه سر کنید داشت بین بچه ها و مسؤلین کنتاکت پیش میومد که زهرا با سیاست بخصوصی حلش میکرد. مدتهاست که من رو میشناسه، اما اول سفر حتی اسم خیلی از بچه ها رو  هم نمیدونست. و دقت که میکردم میدیدم کوچکترین توجه بیشتری به من نمیکنه. من هم زیاد طرفش نمیرفتم که احساس کنه تقاضای خاصی دارم، یا معذب بشه... دلم میخواست کمکش کنم، اما میدیدم همین که خودم دوتا رو جمع کنم خیلیه...... از اول بنا رو گذاشتیم بر این که با هر شرایطی بسازیم... و همینطور هم شد. هیچ وقت هیچ فشاری بهمون نیومد. هیچ کنتاکتی نه با خودمون نه با محیطمون نداشتیم. همه ش-گوش شیطون کر!- آرامش بود و خوبی و مرام کش کردن و مرام کش شدن!!

   آدم وقتی بنا رو بر رضایت میذاره، نه تنها خودش راضی میشه بلکه همه هم ازش راضی میشن... تنها نارضایتی آدم وقتی باید باشه که داره به یه مظلومی ظلم میشه... خصوصآ اگه اون مظلوم کسی غیر از خودش باشه.......

 

[ادامه دارد!]

 

 

 

 

/ 45 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علي مقيمي

ميبينم که با خدايان هم رفيق شدين! چايی ميخورين و اينا! سلام منو هم به خدای امتحان - همون ژوليوس رو ميگم که الهه امتحاناته و یه سیخ دستشه- برسونين! بگين به کمکش نياز وافر دارم! اگه بصورت تخصصی يه الهه در زمينه امتحان من پيدا کردين ايميل من و تاريخ امتحان رو بدين! اگر هم خدايان مشابهی پيدا شدن عيبی نداره! به هر حال آدم باید اون دنیا و توی آسمونها هم پارتی داشته باشه! اونهم توی آسمون هفتم! به درد میخورن! شاید دوست و آشنایی داشتیم امتحان داشتن و این آشناها لازم شدن! برم که زیادی حرف زدم!

رمضانی

روی سنگ قبر يه کشيش مشهور نوشته:جوون که بودم ميخواستم دنيارو اصلاح کنم...بعد که بزرگتر شدم ديدم نميشه و خواستم کشرم رو درست کنم. بعد ديدم نميتونم و خواستم حداقل خونوادم رو هدايت کنم اما اون هم نشد و حالا که دارم ميميرم ميبينم خودم رو هم درست نکردم. در حالی که اگر از همون اول خودم رو اصلاح کرده بودم خونوادم هم اصلاح ميشد و با اونها ميتونستم کشورم رو درست کنم و کسی چه ميدونه شايد دنيا هم اصلاح ميشد... همونطور که گفتیداصلاح و هدايت از خود آدم ها شروع ميشه.

رمضانی

در واقع هر وقت اصلاحی اتفاق افتاده مصلح اول خودش رو اصلاح کرده بوده.... (چی شد! ..یعنی کوروش هم سه تیغه بوده؟!!!) انجام اصلاحات مثل شخم زدن نیست که از هر کسی بر بیاد! خصوصآ از گاو نر!!! یه نفس حق میخواد و اون چیزی نیست جز ایمانی که طرف خودش به حرفهای خودش داره و درونش همونطوریه که زبونش میگه. حتی ممکنه حرفش درست درست هم نباشه... مثل ژاندارک. هیچکس نمیدونه که واقعآ بهش الهام میشد یا فقط یه توهم بود. اما ایمانی که این دختر داشت اونقدر قوی بود که تونست مردمش رو اونهم توی قرون وسطا علیه ظلم بشورونه... حکومتهای مثلآ اسلامی بهترین مواد رو در اختیار داشتن و بدترین استفاده رو ازشون کردن. شاید این کارشون اونها رو از مغولها هم پایین تر بیاره... این بحث هاتون باعث شد برم یه ورقی بزنم به کتابها. همونطور که گفتم قضیه به همینجا خلاصه نمیشه. انشا.. بعد از امتحانهام (که ۲۵ تیر تموم میشه) اگر خدا بخواد راجع بهش مفصل میخونم و مینویسم...

رمضانی

به هر صورت اسلام اونقدر دقیق و کامله و البته عمل بهش اونقدر تقوا میخواد که واقعآ کسی نتونسته از پسش بربیاد. آدمها فقط خیال میکنن مسلمونن. هر کدوم به اسلام خودساخته ی خودشون عمل میکنن و فکر میکنن جاشون ته بهشته! فقط خدا میدونه راه کی درست تره. البته من معتقدم اگر کسی واقعآ از ته قلب هدایت بخواد و حاضر باشه براش سختی هم بکشه (نه اینکه هدایت رو فقط زیر کولر بخواد!!) خدا راهنماییش میکنه... کلآ با نظرات ایندفعه تون خیلی موافق ترم! و البته اینکه یه سری آدم یه جور هی همدیگه رو تایید کنن دلیل درستی فکرشون نیست... باید رفت دید اصل قضیه چی بوده. در مورد فرمول! یه پست مفصل نوشتم برای بعد از سفرنامه. انشا... اونجا بیشتر صحبت میکنیم! الهه ی امتحان و خشایارشا و کوروش کبیر! و چنگیز خان مغول!! همگی سلام میرسونن و دعاگو هستن! بین خودمون بمونه! یه چیزی دستس فعلآ دادم به الهه ی امتحان اجالتآ هواتون رو داشته باشه تا بعد ببینیم خرجش چقدر میفته. ...باهام آشناس. بهش میگم خیلی سنگین نگیره... شما هم که ماشا...!! خدا بده

همسفر

Ensafan khoob servis dadi samane joon!! Dastet dard nakone!!!Yadam bashe bi to safar naram ke karam lang mimoone!!!!! Gofti cheshme gerd shode!!!!! Kheyli doost daram ye bar dar halate hayajano shaaf bebinam chesham che shekliye!!! Mamanam mige gerdo vahshatnak mishe!!!!!!!!!!! Samane migam inaro ke hala type kardi kheyli rahat mitooni ketabesh koni! Faghat aval bayad mashhooret konimo barat hesabi tabligh konim ta ketabat foroosh bere!har cheghadram khoob benevisi mardom mamoolan ketabe nevisandehaye shenakhteshodaro mikharan. Vali khob shenakhte shodeha ham ke az zamane "delivery" mashhoor naboodan!!!! Az ye jayi shoroo kardan!

همسفر

Axa fogholade bood. Naghola in axaro az koja gir miyari?! Jedan kheyli ba namak va dareyne hal por mohtava minevisi. Khanande khaste nemishe. Kheyli harfe ghashangi zadi! Be ghole to baiide kasi harfayi khalafe khashayarshah zade bashe vali koo amal!??!!!!!!ma ke inghadr tahsin mikonimo hasrat mikhorim khoobe ye negahi be karnameye amalishoonam bendazim!!khosham oomad. Ghablan injoori be ghaziye negah nakarde boodam!! Va yek nokteye koochooloo :jayi khoondam ke migoft baraye sakhtane takhte jamshid be kargaran mozd dade mishode vali hamoon moghe dar mesr baraye sakhtane ahram mozd ke hichi az jenazashoonam be onvane ajor… estefade mikardan!(ehtemalan mesle divare chin!!)

همسفر

Va samaneh tipe fekri che rabti be poshte internet neshastan dareeeeeeee?????!!! Amma ba in harfet ke migi nazare jam hamishe dorost nist kamelan movafegham va hamintor ba estedlalet dar in mored. Aliyeeeeeeeeeeeee!!! ADAMHAYE AGAH NA MELLATE AGAH!!!!! In jomlato bayad ba tala nevesht!!! Vali samane jedan ke mano hesabi maram kosh kardi!!! In seri azat yad gereftam. Ishalla safare badi maram koshet konam!!! Benevis be hesabam!!

همسفر

سمانه جون اينارو چند هفته ژيش نوشته بودم ولی چون sendنميشد ديگه موند!!!! واسه همين مربوط به ارض موعود... ميشه!! مطلبای جديدتو امشب می خونم. شنبه امتحان ارتوپدی داريم.خدا به خير کنه!!!

همسفر

emtehane orthopedi asasi kharab shod va aslan be kheyr nashod!! ostad az in ke ma hazer shodim be jaye dadane sharhe hal emtehan bedim lajesh gerefte bood va ba soalaye ab daresh ashkemoono dar avord!!! ta ebrati bashim baraye ayandegan!!!!!!!!!!

همسفر

kargahe EBM chi shod????????????!!!!! oon ke bayad behesh force vared mikardim ki bood??!!!