خود ندانم که در اين معرکه انداخت مرا...

                                                     يا حق

سلام!

  ...خوبي؟ كجايي بابا؟! دلم تنگ شده برات! براي جفتتون! يه وقتي ميذاشتين اين روزهاي آخر سال ديداري تازه ميكرديم! نهاري در خدمتتون ميبوديم!! J ...

 نميدونم چرا دارم سرگشاده مينويسم ولي...

 شايد راست میگی! ولي من نميتونم... آدمش نيستم...

 تو بالا رو چي ميبيني؟! اينكه من بحث صفات خدا رو ادامه بدم و آخرش كشف كنم كه صفات خدا چي هستن و چي نيستن؟ اينكه يه خط كش بردارم و رحمت و غضب خدا رو متر كنم؟! شايد من و يه فيلسوف محض (مثل حنايي كاشاني-سايت الفلسفه فل سفه) گاهي سر اين بحثها همديگه رو ملاقات كنيم. و من هم از اين ملاقاتها بسيار خوشحال ميشم و استفاده ميكنم، اما دغدغه ي من چيز ديگه ايه! قبلآ گفتم و باز تكرار ميكنم كه فلسفه و حتي عرفان براي من وسيله هستن نه هدف! من نميخوام همه چيز رو بدونم در مورد خدا همونطور كه يه پزشك همه چيز رو ميدونه در مورد بدن (البته چاخان كردما! باور نكن!! J) من ميخوام خدا رو بفهمم! اگه شد با فلسفه، اگه نشد با كلام، اگه نشد با عرفان، اگه نشد با شريعت، اگه نشد با طريقت، اگه نشد با حديث، با روايت، ...با موسيقي، با نقاشي، با سينما، با علم، با هنر، با پزشكي، با فيزيك،... با عقلم، با دلم، با احساسم، با منطقم، با روحم، با قلبم، با فكرم، گوشم، چشمم، دستم، انگشتهام...

نميدونم! شايد با همه ش! ولي هدفم اونه، نه اينها! فكر ميكني براي چي بحث ميكردم و ريز ميشدم در صفات و رحمت و غضب و اينها؟ براي اينكه درس فلسفه بخونم يا بعدآ بتونم علمم رو به رخ ديگراني بكشم؟ براي اينكه يه دانستنيهايي همين رو بياد و از همين رو هم بره؟ مثل آبي كه از روي سنگ رد ميشه؟ نه! من بحث نميكنم براي اينكه بحث كرده باشم! ميخوام عمق زندگيم، عمق نگاهم به زندگي كامل بشه! با بحث، با مطالعه، با نوشتن، با خوندن، با حرف زدن، با سكوت، با هرچي كه بتونه برسه به اعماق زندگيم! نفوذ كنه به ناخودآگاه روحم! بحث اگر ميكردم سر علم و عمل و مراتب علم و اينها براي همين بود. تو خودت بهتر ميدوني كه هدفم اين چيزها نيست! اگر بود شايد همين كه غصه ميخوردم كه چرا رشتۀ فلسفه نخوندم كفايت ميكرد، اما... نميدونم! شايد اينجا ديگه خيلي شخصي بشه قضيه، ولي همۀ اينها وقتي برام جالبن كه... بتونم بهتر ببينمش! وقتي توي كوچه و خيابون راه ميرم بتونم صداش رو بشنوم! بتونم باهاش قدم بزنم، احساسش كنم، دوستش داشته باشم! حقيقتآ و صادقانه! آنچنان كه عملم خودبخود درست بشه! ببينمش كه منو ميبينه! احساس كنم كه از خودم به خودم نزديكتره! حس كنم، ببينم كه صدامو ميشنوه، به حرفهام گوش ميده، به دستپاچگي هام ميخنده، به عجله هام، به ترسهام، به عصبانيت هام، به گريه هام، به خنده هام،... دونه دونۀ اينها رو ميبينه، ميشنوه، لمس ميكنه، حسم ميكنه، كمكم ميكنه، دوستم داره با تمام وجود... من ميخوام باور كنم! چيز زيادي نميخوام، حتي نميخوام بيشتر بدونم! ميخوام اونهايي رو كه ميدونم باور كنم!

 

  south-pole-star-trails.jpg

  ...نميخوام تخصص خداشناسي بگيرم! اگه به اون باور كمك كنه البته فوق تخصصش رو هم ميگرم! اما نه براي قاب كردن و نمايش حتي فقط به خودم...

  گفتي از بالا نگاه كن! و من ميخوام از همه جهت ببينم! فكر نكن نميفهمم منظورت از "بالا" چيه، فهميدم. اما تو هم منظور من رو از "همه جهت" بفهم! بالا هم فقط يك بعده. من ميخوام خدايي كه شبان درك ميكنه رو هم ببينم، و اون رانندۀ اتوبوس، و اون رفتگر، و اون مادري كه بچه ش رو به مرگه، و اون رقاصه، و اون فقيه، و اون عارف، و اونكه سكه روي سكه ميذاره، و اونكه بخاطر "نداشتن" خودكشي ميكنه، و... من دارم زندگي ميكنم! براي همينه كه وقتي ارتباط بحثها با زندگيم قطع ميشه، يا ارتباط داره اما من اون ارتباط رو نميفهمم ساكت ميشم، كم حرف ميشم و ميرم دوباره توي يه عوالم ديگه...

  من قبلآ هم گفتم! اينجا آدمهاي مختلفي ميان و هركدوم به دليلي. چيزهايي رو كه هركس ميدونه در اين زمينه ها من علاقمندم كه بخونم! چه كتاب باشه چه وبلاگ چه... حتي اگر يادت باشه خواستم از بچه ها كه اگر براي اين مباحث مطلبي دارن بنويسن و بفرستن،من به عنوان يه پست ميذارم... من هم يكي از خواننده هام! و اتفاقآ يكي از خواننده هاي پر حرف! فقط وقتي بحث ميره سمتي كه من ارتباطش رو با خودم - به عنوان يك انسان- درك نميكنم كم حرف ميشم و سعي ميكنم بيشتر شنونده باشم... فكر نكن اين خودخواهيه، يا غرور، يا... من تا جايي حرف ميزنم كه بفهمم چي ميگم! و بفهمم اوني كه ميگم به چه درد من يا بقيه ميخوره!...

  به هرحال ممنونم از تذكرت! شايد نقص از چشمهاي منه كه اون ارتباط رو نميتونه هنوز ببينه! اميدوارم يه روز بفهمم و اگه اين اتفاق افتاد حتمآ سعي ميكنم يه جوري كه ديگران هم بفهمن توضيحش بدم. شايد تو اين ارتباط رو واضح تر ببيني! بنويس! بگو! پست، كامنت، شفاهي، SMS...!! J

اين رو به حساب هيچي نذار! من هنوز هم از همه ي بحثها لذت ميبرم و مشتاقانه توشون شركت ميكنم! فقط شاید یه کم کم هوشم...! J

 باز هم ممنون! 

موفق باشي و سلامت و سربلند و خوش و خندون و شاد و نا تنها و...!! J

 

   Bridget_Riley_Movement_in_Squares_1961_Tempera_on_Hardboard_48_1-2x47_3-4.jpg

/ 58 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی

سلام بله همينطوره که می فرماييد. الفاظ و تفکر اگر نتيجه ای در قرب الهی نداشته باشد جز وبال نخواهد بود. اميد است که از الفاظ و استدلالات گذشته عمق مطلب برای ما يقين شود ان شاء الله.

سوفيا

سلام و ادب و ارادت . همراه با خالصانه ترین تبریکات به مناسبت آغاز بهاری نو .... و بهترین آرزو ها برای داشتن بهترین لحظات و نیکوترین آنات ... . دنیا را برایتان شاد ِ شاد و شادی را برایتان دنیا دنیا می خواهم . . موفق باشید و پایدار

دمدمی

می بينم که همچنان اندرخم خدا و مسائل اويی؟! سال نو مبارک سالی با مسائل حل شده و مسائل شگفت انگيز ديگر برای شما آرزو می کنم. خوش باشی.

مرواريد عرفان

سلام سمانه عزيزم / از نظر فلسفی خداوند قوی است . و اوست که راه درست را بما نشان ميدهد . ليکن برای پذيرای اين قدرت عظيم در قلبمان بايد اول خانه دل را تميز کرد و آماده پذيرايش شد ٬ وقتی دل آينه شد نور منعکس ميشود اما وقتی دل سياه بود و مسی نوری منعکس نخواهد کرد . اميد که هميشه قلب پاکت چون آينه باشد سالی سرشار از شادی را برايت آرزو دارم . ضمنا بابت لينک ممنونم .

علی مقيمی

سلام! والا من راستش بازم چيزی نوفهميدم که داستان اين نوشته چی بيد! اينرو به حساب آيکيوي کم من بگذاريد! عيدتون مبارک باشه! سالی پر از شادی و سلامتی رو براتون آرزو ميکنم! با دل آروم و خوش! عيدتون مبارک!

امیر تنها

«ــ نقش ِ غلط مخوان هان! اقيانوس نيستي تو جلوه‌ی سيال ِ ظلمات ِ درون. کوه نيستي خشکينه‌ی بي‌انعطافي محض. انساني تو سرمست ِ خُمب ِ فرزانه‌گي‌يي که هنوز از آن قطره‌يي بيش درنکشيده از مُعماهای َ سياه سر برآورده هستي معنای خود را با تو محک مي‌زند. از دوزخ و بهشت و فرش و عرش برمي‌گذری و دايره‌ی حضورت جهان را در آغوش مي‌گيرد. *** نام ِ تواَم من *** به ياوه معنايم مکن!» حق نگهدارتون

امیر تنها

شاد و ناتنها سلام خانوم دکتر عزیز شرمنده خیلی وقت بود اینجا نیومده بودم سال نو رو هم تبریک می گم امیدوارم سال جدید سالی سرشار از موفقیت ، دل شادی ، تندرستی و آزادی برای شما و خانواده ی محترمتون باشه پُست جدید رو هم خوندم نمی دونم برای کی نوشتید ولی لذت بردم ** آشتی ** «ــ اقيانوس است آن: ژرفا و بي‌کرانه‌گي، پرواز و گردابه و خيزاب بي آنکه بداند . کوه است اين: شُکوه ِ پادرجايي، فراز و فرود و گردن‌کشي بي اين که بداند. مرا اما انسان آفريده‌ای: ذره‌ی بي شکوهي گدای پَشم و پِشک ِ جانوران، تا تو را به خواری تسبيح گويد از وحشت ِ قهرت بر خود بلرزد بيگانه از خود چنگ در تو زند تا تو کُل باشي. مرا انسان آفريده‌ای: شرم‌سار ِ هر لغزش ِ ناگزير ِ تن‌اش سرگردان ِ عرصات ِ دوزخ و سرنگون ِ چاه‌سارهای عَفِن: يا خشنود ِ گردن نهادن به غلامي‌ تو سرگردان ِ باغي بي‌صفا با گل‌های کاغذين. فاني‌ام آفريده‌ای پس هرگزت دوستي نخواهد بود که پيمان به آخر برد. بر خود مبال که اشرف ِ آ

جام الست

سلام .سال نو مبارک.همراه با بهترین ها. یک نفس ياد خدا یک سبد خاطر آسوده و شاد يک بغل شبنم آرامش صبح يک هزار آينه از جنس دعا همه تقديم تو باد.

دردجاودانگی

سلام . غيبتتون طولانی شد.

سوفيا

سلام . فردا مياین ديگه ... ... دلم تنگ شده براتون ... برای خودتون . پستهاتون . و بحثهاتون ... . . راستی ... ايميل دارين همين ديگه... .... . . منتظر آپ هستم ....